السيد الخميني

255

ديوان امام ( فارسى )

عيسىِ مريم به پيشگاهش دربان * موسىِ عمران به بارگاهش چاكر آن يك چون ديده‌بان فرا شده بردار * وين يك چون قاپقان معطىّ بر در يا كه دو طفل‌اند در حريم جلالش * از پى تكميل نفس آمده مُضْطر آن يك ، انجيل را نمايد از حفظ * وين يك « تورات » را بخوانَد از بر گر كه نگفتى امام هستم بر خلق * موسىِ جعفر ولىّ حضرتِ داور فاش بگفتم كه اين رَسول خدايست * مُعجزه‌اش مىبُوَد همانا دختر دختر جُز فاطمه نيايد چون اين * صُلْبِ پدر را و هم مَشيمهء مادر دختر چون اين دو از مَشيمهء قدرت * نامد و نايد دگر هَماره مُقدّر آن يك امواج علم را شده مبدأ * وين يك افواج حلم را شده مَصدَر آن يك موجود از خطابش مَجْلى * وين يك معدوم از عقابش مُسْتَر